بیماری های گیاهی یا خشم خدایان!

نتایج Teofrasto_Orto_botanico_

شرایط آب و هوا وخاک کشورهای شرق دریای مدیترانه که منشا اولین رکورد های دوران گذ شته اند، برای کشت و تولید بسیاری از گیاهان مناسب است.تمام گیاهان زراعی و درختان متحمل خسارت ناشی از خشکسالی،حشرات، بیماری و علف های هرز می شدند. از انجا که گیاهان  نیاز غذایی رابرای مردمان برطرف می کردند،بروز هرگونه خسارت برای انها تولید گرسنگی می کرد.

 از بیماری های گیاهی در نوشته های دموکریت فیلسوف یونانی یاد شده است وی در حدود ۴۷۰ سال پیش از میلاد  متوجه سوختگی گیاهان شد و راه کنترل ان را توصیف کرد.اما مطالعات سیستماتیک گیاه و تا حدودی بیمای های گیاهی توسط فیلسوف یونانی دیگری به نام تئو فراستوس (حدود ۳۰۰ سال پیش از میلاد)انجام گرفت. تئو فراستوس شاگرد ارسطو بود که بعد در مدرسه جایگزین او شد.افزون بر نوشته های دیگه وی دو کتاب نوشت،کتاب اول بنام ماهیت گیاهان و دیگری دلایلی برای رشد سبزی ها نام داشت.به خاطر این اثار تئو را پدر گیاه شناسی لقب دادند.

 

بیماری های گیاهی
بیماری های گیاهی

 سهم تئو فراستوس از دانش بیماری ها ی گیاهی محدود ودر عین حال تحت تاثیر عقاید رایج ان زمان بود .او مشاهده کرد که بیماری های گیاهی در نقاط و یا نواحی گود معمول تر و شدید تر از نواحی مرتفع یا روی تپه ها هستند.همچنین وی دریافت که برخی بیماری ها (مانند زنگ ها) بر روی غلات شایع تر و شدید تر از روی حبوب هستند،در بسیاری از منابع اولیه بیماری های گیاهی را نوعی نفرین خداوند می دانستند! این عقاید تلویحا بدین معنی بود که مردم می توانستند با خودداری از ارتکاب گناه جلوی بیماری های گیاهی را بگیرند!!

البته هیچ کس فکر نمی کرد که کشاورزان مزارع گود بیشتر از کشاورزان نواحی مرتفع گناه می کنند!(شاید کمتر بودن رطوبت و تهویه بهتر هوای اطراف گیاهان مناطق مرتفع دلیل کمتر بودن بیماری بوده…)

با این وجود تئو فراستوس و معاصران ایشون اعتقاد داشتند خداوند هوا را که اورنده ی بیماری است کنترل می کند.بنابراین باید کار هایی کرد که سبب خوشنودی خداوند شود.

بیماری های گیاهی
بیماری های گیاهی

درقرن چهارم پیش از میلاد رومیان بقدری از گرسنگی ناشی از نابودی پیاپی غلات بر اثر زنگ ها و سایر بیماری ها در رنج و عذاب بودند که خدای جدا گانه ای به نام  روبیگوس برای بیماری ها افریدند.برای خشنود ساختن روبیگوس رومیان دعاها و قربانی ها تقدیم او کردند،با این امید که این خدا انان را از شر زنگها نجات بده..عجب

حتی در زمانی که شیوه زندگی انسان بر مبنای شکارگری و کوچ بود وغذایش تنها از گوشت یا برگ ،میوه و دانه که اینجا و انجا می یافت تامین می شد بیمای های گیاهی از انسان باج می گرفتند.

سوختگی شاخ و برگ و میوه و دانه انسانها رو ناگزیر میساختند برای یافتن میوه سالم و کافی به جستجو ادامه دهند.حتی زمانی که مستقر شدند و شروع به کشت و پرورش کردند برای ادامه زندگی خود در طول سال به این گیاهان وابسته شدند.احتمال می رود در این دوران همواره بخشی از محصولات از بین رفته که در اثار قدیمی همچون هومر در حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد ودر کتاب عهد عتیق حدود ۷۵۰ سال پیش از میلاد ذکری از بیماری ها به میان امده.

نویسنده باستانی هومر اثر درمانی گوگرد برای بیماری های گیاهی را خاطر نشان ساخت،دموکریت نیز برای کنترل سوختگی گیاهان پاشیدن پسماند های زیتون  را توصیه کرد.

 

اما اما اغلب گذارش های باستانی شرح چگونگی فستیوال ها و مراسم قربانی و خشنود ساختن خدایان و از اینجور خرافات است. برای مدت زمانی نزدیک به ۲۰۰۰ سال در هیچ کجا اطلاعات در خور توجهی پیرامون کنترل بیماری های گیاهی نوشته نشد…

تازه درسال  ۱۲۰۰ میلادی بود که دارواش به عنوان یک گیاه عالی پارازیت که مواد غذایی را از اوند های ابکش میزبان حاصل کرده و ان را بیمار می سازد شناخته شد.

دارواش اولین بیمارگر گیاهی است که شناخته شد.همچنین اولین بیماری هست که برای کنترل ان روشهای کنترل زراعی(هرس شاخه های مبتلا)توسط البرتوس ماگنوس در حدود سال ۱۲۰۰ میلادی توصیه شد.

دارواش ها البته گیاهان انگل همیشه سبز هستند که ریشه های خود را که به ان مکینه می گویند در شاخه های درختان فرو می کنند و از ان تغذیه میکنند…

بذرهای چسبناکی که تولید می کنند  وبه شدت پرتاب میشود یا توسط پرندگان خورده میشود وبه شاخه ها می چسبد.دارواشهای حقیقی بعد از خزان قابلیت سبز ماندن دارد(کلروفیل دارند و تا حدودی فتوسنتز می کنند)که همین موضوع باعث تخیل مردم شده و الهام بخش بسیاری از افسانه ها و سنتهای مربوط به دارواش در طول قرنها بوده…تصور میشده دارای قدرت اثرار امیزی هست لذا با بسیاری از اداب و رسوم فولکلوریک کشورهای مختلف همراه شده است.

 

 

بیماری های گیاهی
بیماری های گیاهی

رومیان باستان در اواسط زمستان خانه های خود را با دارواش می اراستند تا خدایان را خرسند کنند.در اسکاندیناوی یک گیاه صلح و اشتی به حساب می اید.در انگلستان نشانه هایی از دوستی و عشق و ازدواج برای دختران و زوج های جوان است….در واقع افسانه ها بیش از ان است.

چه کسی فکر می کرد یک گیاه انگل اینچنین تخیلات این همه انسان را تحریک کنه….

 

نویسنده: شهریار کریمان

منبع:جرج ان اگریوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *